العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
281
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
شما هستم ، فرمود : از خداوند بترس و مدعى مقامى نباش كه خداوند تو را تكذيب كند و در ادعايت رسوا گردى شيعيان ما كسانى هستند كه دل آنها از هر مكر و حيله و نيرنگ و فريب خالى باشد ، شما بگوئيد ما از دوستان شما مىباشيم . مردى نزد على بن الحسين عليهما السّلام آمد و گفت : يا ابن رسول اللَّه من از شيعيان خاص شما مىباشم ، امام عليه السّلام فرمود : اى بنده خدا هر گاه تو مانند ابراهيم خليل عليه السّلام باشى كه خداوند مىفرمايد وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ . اكنون اگر دلت مانند دل او سالم است تو از شيعيان ما هستى و اگر دلت از مكر و فريب و غش و خيانت خالى نيست تو از دوستان ما مىباشى ، اگر در اين گفتارت دروغ بگوئى خداوند تو را گرفتار فلج مىكند و تا هنگام مرگ دست از تو باز نمىدارد ، و يا مبتلا به جذام مىگردى كه تا كفاره گناهت باشد . حضرت باقر عليه السّلام ديد : مردى به ديگرى افتخار مىكرد و مىگفت : آيا بر من فخر مىكنى در حالى كه من از شيعيان آل محمد عليهم السّلام كه پاك هستند مىباشم ، امام عليه السّلام به او فرمودند به خداوند كعبه تو بر او افتخارى ندارى بلكه با اين دروغ زيان هم ديدى . اى بنده خدا امامى كه در اختيار دارى مىخواهى براى خودت باشد و يا دوست دارى آن را در راه برادران مؤمن خود خرج كنى گفت دوست دارم براى خود خرج كنم ، امام فرمود پس تو از شيعيان ما نيستى ، زيرا ما دوست داريم آن چه داريم به برادران هم عقيده خود بدهيم ، بگو ما از دوستان شما هستيم و اميدواريم با اين محبت نجات پيدا كنيم . به حضرت صادق عليه السّلام گفته شد كه عمار دهنى روزى در نزد ابن ابى ليلى قاضى كوفه در موردى شهادت داد قاضى گفت : اى عمار ما تو را مىشناسيم و شهادت تو در نزد ما قبول نيست زيرا تو رافضى هستى ، عمار از جايش برخاست در حالى كه بدنش مىلرزيد و گريهاش گرفته بود . ابن ابى ليلى گفت : تو مردى از اهل علم و حديث هستى و اگر از كلمهء رافضى مىترسى از رفض برائت حاصل كن و در اين صورت برادر ما خواهى بود ، عمار